شعر و ادبیات فارسی

یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور

یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور          کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

0

صبح هست ساقیا قدحی پر شراب کن

صبح هست ساقیا قدحی پر شراب کنن         دور فلک درنگ ندارد شتاب کن

0

گل در بر و می در کف و معشوق بکام است

گل در بر و می در کف و معشوق بکام است                 سلطان جهانم به چنین روز غلام است

0

آنکه رخسار تورا رنگ گل و نسرین داد

چند هفته قبل این شعر حافظ را با پدرم می‌خواندیم و یادی از مادربزرگم کردم که نام او نسرین است و برای او و همه مادر بزرگ‌ها آرزوی سلامتی می‌کنم.

امیدوارم از این شعر خوشتان بیاید.

آنکه رخسار تورا رنگ گل و نسرین داد            صبر و آرام تواند به من مسکین داد

0

فکر بلبل همه آنست که گل شد یارش گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

سلام
سه شب قبل من و پدرم این شعر را با هم خواندیم و بسیار لذت بردیم. فکر کردم شاید شما هم خوش تان بیاید. اگر مایل بودید اینجا را کلیک کنید تا کل شعر را در سایت گنجور بخوانید.

0

شعر و ادبیات فارسی

دوستان الان هفت هشت ماهی است که من دارم با پدرم  شب ها شعر می خوانم. از الان هر شعر جدیدی را یاد می گیرم با شما به اشتراک خواهم گذاشت.

0